از کجا بگویم

جمعه 23 خرداد 1393
21:24
فــــــــرهـــــاد

 

 

از کجا بگویم ؟! 

به طرز عجیب و احمقانه اى دلم برایت تنگ است دلخوشیها کم نیست …

آدمهاى دور و برم هم کم نیستند … 

مى آیند لبخندى روى لبم مى نشانند و میروند …

ولى دلتنگى عجیبى همیشه و همه جا همراه من است …

نمیدانم این روزهایت چطور میگذرد …

نمیدانم تو هم دلتنگى یا نه ؟ …

میدانم که میخوانى …

و میدانم که نمیدانى چقـدر این دلتنگى برایم زجرآور است …

آنها که کمتر مرا میشناسند هنوز هم میگویند …

خوش به حالت چه روحیه اى دارى …

کاش بلد بودیم مثل تو ساده بگیریم و بخندیم …

اما آنها که بیشتر میشناسند …

میگویند نفسهایت غبار دارد …

چشمانت تار است … 

از کجا بگویم ؟! …

از آغوشهایى که اندازه ام نمیشوند ؟! …

لبخندهایى که شادم نمیکنند ؟! …

از آدمهایى که نمیخواهم بیشتر بشناسمشان ؟

منبع:غزل